صاعد الأندلسي

60

التعريف بطبقات الأمم

وملل ، مثل زبان ، كشور يا سرزمين مشترك ونيز تأثير آب وهوا ومحيط طبيعي وجغرافيايى در تكوين صفات جسماني ونفساني را ؛ آن‌طور كه برخى از محقّقان معاصر معتقدند « 1 » ، از مسعودى گرفته باشد واين موضوع ، همان امرى است كه بعدا ابن خلدون آن را با تفصيلي بيشتر ، مورد توجّه وبحث خود قرار داده است . « 2 » هفت دستهء عمدهء أقوام باستانى در تقسيم‌بندى آغازين قاضى صاعد عبارت‌اند از : نخست : ايرانيان ، كه ازنظر وى يك سرزمين ( إيران ) ويك زبان ( فارسي ) داشته‌اند ؛ دوم : كلدانيان كه أقوام سريانى ، بابلى ، كربانى ، آسورى وجرمقيان ، يعنى ، أهل موصل ، ونبطيان‌اند ، يعنى ، همهء ساكنان سواد عراق ، شام وشبه جزيرهء عربستان كه زبانشان سريانى بوده وسپس زبان عبرى وعربى از آن اشتقاق يافته است وعبرانيان همان بنى اسرائيل‌اند كه بر شام تسلّط يافته ودر آنجا أقامت گزيده‌اند وقوم عرب هم بر سرزمين معروف به جزيرة العرب سلطه يافته‌اند ؛ سوم : يونانيان ، روميان ، افرنگان ، جليقيان ، وارگها ، صقلابيان ، روس ، بلغار ، آلان وأقوام ديگرى هستند كه همه در أصل يك مملكت ويك زبان داشته‌اند ؛ چهارم : قبطيان‌اند كه أهل مصر واهالى جنوب افريقا وأنواع سياهان حبشه ، نوبه ، زنگبار ونيز أقوام مغرب افريقا كه همه بربر هستند ، از ايشان‌اند ومسكنهاى ايشان تا اقيانوس اطلس ادامه داشته وزبانشان در أصل يكى بوده ومملكتشان نيز يكى بوده است ؛ پنجم : أقوام ترك بوده‌اند كه زبانشان از يك ريشه وهمه أهل يك سرزمين بوده‌اند ؛ ششم : هنديان وسنديان وأقوام وابسته به آنان بوده‌اند كه نيز يك زبان ويك مملكت داشته‌اند . هفتم : چينيان وأقوام وابسته به ايشان بوده‌اند . سپس قاضى صاعد همهء اين ملّتهاى هفتگانه را براساس درجه‌هاى معرفتي كه در

--> ( 1 ) . خالدى ، 90 - 89 . ( 2 ) . المقدمة ، 71 .